شعر افغانستان، ۳
نخستین کتاب شاعر، شناسنامه ادبی آن فرد می شود
به گزارش جاویدانی، یک شاعر می گوید من معتقدم نخستین کتاب یک شاعر شناسنامه ادبی آن فرد می شود و اگر آن شاعر ۱۰ کتاب دیگر هم چاپ بکند، بازهم کتاب اولش جایگاه مهمی در کارنامه ادبی او دارد.
خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب _ جواد شیخ الاسلامی: راهان پارسی شاعر افغانستانی ساکن اصفهان است که اخیرا نخستین مجموعه شعرش با نام «وطن و تَن» توسط انتشارات پراکنده راهی بازار نشر شده است. پارسی متولد ولایت غور افغانستان است و اینروزها دانشجوی دکترای روابط بین الملل در دانشگاه مازندران است.
به بهانه انتشار مجموعه شعر «وطن و تَن» و حضورش در برنامه تلویزیونی «سرزمین شعر» سراغ او رفتیم تا در رابطه با این کتاب، شعر مهاجرت، انجمن های ادبی مهاجران در اصفهان و شعرش با او گفتگو نماییم.
مشروح گفتگو با راهان پارسی را در ادامه می خوانیم؛
* آقای پارسی، خودتان را معرفی می کنید؟
من متولد ولایت غور افغانستان، راهان پارسی هستم؛ البته در شناسنامه اسمم غلام عباس حسینی است. سال ۷۹ وارد ایران شدم و به اصفهان مهاجرت کردم، ازاین رو من بزرگ شده اصفهان هستم. هم اکنون هم دانشجوی دکترای روابط بین الملل در دانشگاه مازندران هستم.
* شعر را چطور شروع کردید؟
تقریباً سال ۹۳ بود که شعر را به واسطه انجمن های دانش آموزی به شکل حرفه ای و کارگاهی شروع کردم. مکانی به اسم «پژوهش سرای دانش آموزی» در اصفهان راه اندازی شد که من با حاضر شدن در آن و با کمک های استادی که در آن انجمن حضور داشت، شعر را یاد گرفتم؛ هم شعر سپید و بعد هم شعر سنتی. سال ۹۵ در همان پژوهش سرا انجمنی تشکیل داده بودیم، که من دبیر اجرایی آن بودم. سال ۱۴۰۰ هم مدیر خانه ادبیات افغانستان در اصفهان شدم و به مرور شعر برایم جدی و جدی تر شد.
* در چه قالبی شعر می نویسید؟
من کارم را با شعر سپید شروع کردم و حتی یک مجموعه چاپ نشده در شعر سپید هم دارم. یعنی پیش از مجموعه «وطن و تن» یک مجموعه شعر سپید جمع کردم که در آن ۴۰ شعر سپید داشتم. سال ۹۶ با آن مجموعه در جشنواره خوارزمی شرکت کردم و قرار بود که پس از اختتامیه آنرا چاپ نماییم. ولی متاسفانه قانونی در آن سال ها وجود داشت که اگر دانش آموزان افغانستانی یا همان اتباع به مرحله نهائی می رسیدند، طرح شان کنار گذاشته می شد و از روند داوری ها حذف می شدند. من با این مجموعه شعر به مرحله نهائی و کشوری هم رسیدم، اما به سبب همین قانون خیلی راحت از جشنواره حذف شدم. خود من هم اطلاعی از این قانون نداشتم و وقتی که از جشنواره حذف شدم و اعتراض کردم، گفتند که چنین قانونی وجود دارد. از این قضیه خیلی دلخور شدم و همین سبب شد آن مجموعه شعر را برای همیشه کنار بگذارم. یک جورهایی دل زده شدم و شعر سپید را هم کنار گذاشتم. امیدوارم جشنواره های مثل جشنواره خوارزمی دانش آموزان افغانستانی را هم مثل دانش آموزان ایرانی ببینند و آثار ما را هم داوری کنند. بهرحال دانش آموزان افغانستانی هم در ایران بزرگ شده اند و نسبت به ایران علاقه دارند.
سال ۹۶ با یک مجموعه شعر سپید در جشنواره خوارزمی شرکت کردم و قرار بود که پس از اختتامیه آنرا چاپ نماییم. ولی متاسفانه قانونی در آن سال ها وجود داشت که اگر دانش آموزان افغانستانی یا همان اتباع به مرحله نهائی می رسیدند، طرح شان کنار گذاشته می شد و از روند داوری ها حذف می شدند.
* امیدوارم چنین شود. پس اینطوری شد که سراغ شعر سنتی رفتید.
بله. پس از آن شعر سنتی کار کردم و در اغلب قالب ها هم شعر داشتم.
* وضعیت شاعران افغانستانی در اصفهان چگونه است؟ محفل شعر دارید؟
ما هم اکنون خانه ادبیات مستقل افغانستان را داریم که روزهای پنجشنبه جلسه برگزار می نماید.
همانطور که گفتم سال ۱۴۰۰ خودم دبیر این جلسه بودم و کار را پیش می بردم. ولی متاسفانه اینروزها چشمه ادبیات مهاجرت در اصفهان خیلی خروشان نیست. چراغی روشن است اما وضعیت خوبی ندارد. ما شاعران بسیار خوبی در اصفهان داشتیم که متاسفانه حالا مهاجرت کرده اند؛ بعضی به دیگر شهر های ایران، بعضی به افغانستان و بعضی هم به کشورهای ثالث. آن کسانیکه در اصفهان هستند هم درگیر کار و زندگی شدند و نتوانستند شعر را ادامه بدهند. آن شور و اشتیاقی که یک زمانی در اصفهان جاری بود، حالا وجود ندارد و به نظر من حال شعر مهاجرت در اصفهان خوب نیست.
* شعر اصفهان که حال خوبی دارد. پس این وضعیت که توضیح دادید بیشتر شامل شاعران افغانستان می شود. درست است؟
بله. اصفهان انجمن های خیلی قدرتمند و فعالی دارد. من در رابطه با شعر بچه های افغانستان صحبت می کنم که هر یک به گوشه ای خزیده اند. شعر بچه های افغانستان احتیاج به کمک و حمایت دارد.
* چرا شعر مهاجرت افغانستان در اصفهان گرفتار رکود شده است؟
دلایل زیادی دارد ولی فکر می کنم یکی از دلایلی که سبب شد انجمن های ما با رکود مواجه شوند، کرونا بود. قبل از کرونا ما نوجوانان زیادی را جذب می کردیم ولی با انتشار کرونا این روند متوقف گردید و این بچه ها درگیر فضای مجازی شدند و از ادبیات و فضای ادبی دور شدند.
* در مورد شعر خودتان صحبت بکنیم. مجموعه شعر «وطن و تَن» نخستین مجموعه شعر شماست؟
من یک کتاب پژوهشی هم دارم که در رابطه با وضعیت مهاجران در ایران است. در رابطه با سرنوشت مجموعه شعر سپید هم گفتم که از جشنواره خوارزمی حذف شد و دیگر سراغش نرفتم. با این توصیف، کتاب «وطن و تن» نخستین مجموعه شعر انتشار یافته من است.
شعرهای این کتاب در چارچوب های کلاسیک و سنتی است و حاصل چهار پنج سال قبل من است. ۲۷ شعری که در این کتاب است، از بین ۱۵۰ یا ۱۶۰ شعر انتخاب شده است.
* پس حسابی سخت گیری کردید. دلیل انتخاب این شعرها چه بود؟ یعنی با چه گزینشی اینها را انتخاب کردید؟
بعضی از شعرهایم را به سبب این که موضع انتقادی نسبت به وضعیت داخل افغانستان داشت، کنار گذاشتم تا اگر فرصتی بود در یک مجموعه مستقل منتشر کنم. برخی از شعرها هم خیلی خصوصی بودند و تصمیم گرفتم که آنها را هم کنار بگذارم. با کنار گذاشتن این شعرها در نهایت به ۳۰ شعر رسیدم که سه شعر هم توسط انتشارات و با سفارش آنها حذف شد. این گونه شد که به ۲۷ شعر رسیدیم.
* شعرهای کتاب چه حال و هوایی دارند؟ چه مضامینی و در چه قالب هایی؟
من شعر خودم را بیشتر درحال و هوای دوری می بینم؛ چه دوری از وطن، چه دوری از معشوق، چه دوری از خانواده و دوستان. فکر می کنم دوری پررنگ ترین مسأله در زندگی من باشد،
به همین خاطر این کلمه بهترین وصف برای این کتاب و این شعرها است. در راه بودن و دور بودن از وطن و خانواده و کسانیکه دوست شان داری، مضمون عمده این شعرها است.
در بخش «وطن پاره ها» دوری را از دریچه وطن روایت می کنم، در قسمت «تن پاره ها» از دریچه روابط انسانی و عاطفی.
ده تا از شعرهای کتاب در ارتباط با فضای مهاجرت، افغانستان و ایران است، من که ۲۰ سال اینجا بزرگ شده ام و زندگی کرده ام، طبیعتاً به این کشور و این شهر احساس تعلق دارم. حتی می توانم بگویم احساس تعلقم به ایران بیشتر از افغانستان است.
من خودم آدم خیلی سخت گیری هستم. یعنی وقتی از ۱۵۰ تا شعر به ۳۰ تا شعر می رسی، یعنی روی این شعرها حساسیت به خرج داده ای. من همیشه اعتقاد داشتم که نخستین کتاب یک شاعر شناسنامه آن فرد می شود. یعنی شاید پس از آن ۱۰ تا کتاب دیگر هم چاپ بکند، اما کتاب اولش جایگاه مهمی در کارنامه ادبی اش دارد. شاید پس از ده مجموعه شعر بازهم با همان کتاب شناخته شود.
برای همین من خیلی خیلی استرس داشتم و وسواس به خرج دادم تا شعرهایی انتخاب شوند که از لحاظ زبانی و مضمونی و تصویری حرف خاصی برای عرضه داشته باشند.
دوست داشتم کتابم از حال و هوایی که اینروزها بر شعرها حاکم است، دور شود. اینروزها می بینیم که شعرها خیلی ساده و سطحی هستند، اما. من دوست داشتم که شعرم عمق داشته باشد. البته اینها تعریف از خود است اما من تلاش داشتم که چنین اتفاقی در شعر من رقم بخورد. امیدوارم موفق بوده باشم.
* یکی از خصوصیت های این کتاب، شعرهایی است که شما در رابطه با ایران و افغانستان سرودید. در رابطه با این شعرها هم توضیح می دهید؟
ده تا از شعرهای کتاب در ارتباط با فضای مهاجرت، افغانستان و ایران هستند. من که ۲۰ سال اینجا بزرگ شده ام و زندگی کرده ام، طبیعتاً به این کشور و این شهر احساس تعلق دارم. حتی می توانم بگویم احساس تعلقم به ایران بیشتر از افغانستان است.
به همین خاطر چهار پنج تا از شعرها دقیقا همین حال و هوای را بیان می کند که امیدوارم خوانده و دیده بشوند.
متأسفانه اینروزها فضای نامناسبی در رابطه با مهاجران افغانستانی شکل گرفته که حاصل عدم شناخت است.
این شعرها به مخاطب می گوید که من هم مثل شما به ایران تعلق دادم و همه ما در یک وطن فارسی زندگی می نماییم. نباید احساس نماییم با هم غریبه هستیم.
این مطلب را می پسندید؟
(0)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب